...دفن کنید

می روم حسرت دریای مرا دفن کنید

 

اهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن کنید

 

لـحدم را بگذارید بــــه روی لـحدم

 

شـال ابریشم لیلای مرا دفن کنید

 

ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند

 

وقت تنـــگ است بخـــــارای مرا دفن کنید

 

صخره ام،صخره که دلتا شده از سیلی رود

 

دل که خـوب است فقط "تا"ی مرا دفن کنید

 

تا پر از روسری و سیب شود شهر شما

زیــــر این خاک غــزل های مرا دفن کنید

... مرهم

من از تبار تیشه‌ام ، با من غمی هست

 

در ریشه‌ام احساس درد مبهمی هست

بـر گیسوانـم  بـوسـه زد  روزی خداوند

در سرنوشتم راه پر پیچ و خمی هست

وقتی مرا با خاک یکسان خواست، یعنی

در نقشــه‌ی جغرافیــای من بمی هست

سهــم من از شادی شبیه آفتـاب است

او هم نمی‌داند که حتا شبنمی هست!

جز زخم، این دنیا نخوردم تلخ و شیرین

آیا  در آن دنیـــا امید مرهمــی هست؟

...بکام دیگران باش

دنیای شیرینت به کـام دیگران باشد

 

لبخندهایت سهم از ما بهتران باشد

کج کرده راهش را به سمت دامنت خورشید

پرچیــن گلهـــای تـــــو وقتـــی زعفران باشد

گلگونه های شرجی شهریور گیلان

نارنـــج های نوبــــر مـــازندران باشد

یک دکمــــه از پیراهنت افتاده در کوچــه

جوینده اش یابنده ی گنجی گران باشد

شب زنده تر شد با پل ابروکمان شهرم

تا لهجه ی شیرین خرما هم در آن باشد

مطلــع ندیدم ناب تـــر از بیت ابرویت

باید قلم در بیت بیتش خیزران باشد

مستی خیالی نیست،همدستم اگر باشی

هر جــام چشمت ناب تر از شوکـــران باشد

وقتی که می دانم نگاهت در نگاهم نیست

دیگـــر  نبــاید  انتــظار  از  دیگـــران  باشد

پس لااقل شب روسری را از سرت بردار

مهتـــاب باید آسمانش بـی کـــران باشد

....خودم

رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزد

خوابم از حالت چشم تو به هم می ریزد

گریه ام مثل خودم مثل غمم تکراری ست

بسته ی خالــی قرصم پُر ِ از بیداری ست

بسته ی خالـی یک پنجــــره در دیوارش

بسته ی خالی یک زن وسط ِ سیگارش

بسته ی خالی خورشید ِ به شب تن داده

بستــه ی خالــــی یک خانـه ی دور افتاده

بسته ی خالی یک عاشق جنجالی تر

بسته ی خالی یک صندلـــی خالی تر!

بسته ی خالی تبعید که در سیبت بود

بسته ی خالــی پاییز کـه در جیبت بود

مرگ، پیغـــام تو در گوشـی خاموشم بود

بسته ی خالی قرصی که در آغوشم بود

قفل بودم وسط تخت بـه زندانی که

زدم از خانه به کوچه به خیابانی که

دور دنیای تــو هـــی آجـــر و آهن چیده

همه ی شهر در آن عق شده و گندیده

از شلوغی جهان، حوصله اش سر رفته

همـــه ی شهــر دو تا پا شده و در رفته

... تو را میبوسم

دل می شود از تو قرص با یک بوسه

احوال مرا بپرس بــــــــــــا یک بوسه

لب های تو نسخه ای مرا پیچیدند

صبح و شب و ظهر، قرص، با یک بوسه!!

................................................

مصراع نخست: من تو را می بوسم

در مصرع بعد هم تو را می بوسم

ایراد ندارد! به کسی چه! اصلا

شعر خودم است من تو را می بوسم!

............................................

بی دغدغه همچنان تو را می بوسم

بی بوسه عزیز! در خودم می پوسم

آنقدر به بوسه ی تو معتادم که

یک قافیه در میان تو را می بوسم

...تو رفته ی


تو رفته ای و من هنوز باورم نمی شود!

 

غـــم تمام این جهــان برابرم نمی شود

 

هزار بار گفته ام به خود که رفته ای ولی

 

به سادگـــی نبودن تـــو از برم نمی شود

 

چطور می شود تـــو رفته باشـی از کنـــار من؟!

 

که هر چه می کنم که از تو بگذرم ؛ نمی شود!

 

نمی شود! چطور بی تو سر کنم؟! خودت بگو!

 

دگر دوام  مــی شود  بیـــاورم؟  نمی شود ...

 

نگو خدا نخواست! هی نگو که قسمت این نبود!

 

من این بهـــانه ها و حرف هــا سرم نمی شود!

 

جنون به حال من دچــار می شود بدون تو!

 

بد است حالم آنقَدر ، که بدترم نمی شود!

 

تمام شـهر خواستند بشنوم کــه رفته ای

تمام شهر! بشنوید! من کَر َم ! نمی شود!

...چقدر ساده

چقدر ساده به هم ریختی روان مرا

 

 

بریده غصّه ی دل کندنت امان مرا

 

قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد

 

به هر زبان بنویسند داستان مرا 

 

گذشتی از من و شب های خالی از غزلم

 

گرفته حسرت دستان تو جهان مرا

 

سریع پیر شدم آنچنانکه آینه نیز

 

شکسته در دل خود صورت جوان مرا

 

به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه

خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل

بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا

تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد

بیا و تلخ تر از این مکن دهان مرا

چه روزگار غریبی است بعد رفتن تو

بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا

تو نیم دیگر من نیستی ؛ تمام منی

تمام کن غم و اندوه سالیان مرا

نه تو نه من


قدر این عُمرگران را نه تو دانی و نه من
 

اسب آمال جهان را نه تو دانی و نه من

 

گرم از لطف خدا عُمر دو صَد نوح کنی

با خبرباش که آخر نه تو مانی و نه من

"ژولیده نیشابوری"