تویے بهار عمر من ، تو را به ڪس نمیدهم 
تو اے گل شڪفته ام ، به خار و خس نمیدهم 

تو در میان سینه ام ، یگانه عشق وافرے 
تورا به جان خریده ام ، به قصه پس نمیدهم 

تو عشق بیمثال من ، میان قوم حسرتے 
مرا ببخش ڪه حسرتت ، به هر نفس نمیدهم 

چو خورده بال آرزو به میله هاے آهنین 
به شهپرت قسم خورم ، ڪه بر قفس نمیدهم 

منم اسیر عشق تو ، به داد دل چو میرسے 
هواے تنگ و بسته را ، به دادرس نمیدهم 

تویے خداے عشق من ، به حرمتت قسم ڪه من 
هواے عاشقانه را ، پاے هوس نمیدهم 

ستوده ام خیال تو ، میان راز هرشبم 
خیال عاشقانه را ، از این به پس نمیدهم 

از این "غریب" بیوفا ، دوباره دل ربوده ایی
غرور من تویے تورا ، به پاے ڪس نمیدهم🎭